هاروکی موراکامی، نویسنده ژاپنی، در سال 1949 در کیوتو متولد شد و هماکنون در ناحیه ای نزدیک توکیو زندگی میکند او که علاوه بر نویسندگی دستی هم در ترجمه دارد تا کنون چندین رمان، مجموعه داستان کوتاه، اثر غیر داستانی و ترجمه متون ادبی روانه ی بازار نشر کرده است. سوای این آثاری که در کتاب حاضر به آنها اشاره شده، از دیگر نوشته هایش میتوان اینها رانام برد: کافکا بر ساحل، جنگل نروژی، سال شمارپرنده ی کوکی، پس از تاریکی، رقص رقص رقص، سرزمین عجایب بی روح و پایان دنیا،جنوب مرز غرب خورشید، معشوقه ی اسپوتیک
فیل غیب می شود، بید نابینا، زن خفته، بعد از زلزله و زیرزمین .
تازه ترین آثارش یک رمانی است با نام 1q84 که درماه مه 2009 به چاپ رسید و دیگری ترجمه ای تحت عنوان داستانهای روز تولد که حالت گلچین دارد و آثاری در آن گرد آوری شده که با موضوع روز تولد ارتباط دارند. از جمله نویسندگان شاخص در این کتاب میتوان به ریموند کارور،دیوید فاسترولاس، پل تروکس ، راسل بنکس و یلیام تروور اشاره کرد،
موراکامی که نشریه گاردین او را در ردیف بزرگترین رمان نویسان زنده ی جهان قرار داده است و آثارش به چهل و دو زبان ترجمه شده، جوایز مختلفی نیز دریافت کرده که یکی از مهمترین آنها جایزه ی فرانتس کافکا بوده است همچنین داستانهای او به عالم سینِما و تئاتر راه یافته است از جمله رمان آوای باد را بشنو و مجموعه داستان فیل غیب می شود
هاروکی موراکامی که به سورئالیسم و پست مدرنیسم گرایش دارد همواره در آثارش به مقولاتی چون بحران هویت و رابطه، سقوط ارزشهای انسانی، خلاء معنویات و تأثیرات مخرب ذهنیت معطوف به کار در جامعه ی ژاپن می پردازد. اما در این کتاب او از خودش میگوید، از امور شخصی و برنامه های روزمره اش، چیزهایی که دوست دارد یاندارد، خاطراتش، و در کل فلسفه ی زیست و نوع نگاه خود را به پدیده ها و رخدادها برای ما آشکار می سازد،
البته در این راه شیوه ای متفاوتی را اختیاری کرده و میکوشد با سهیم کردن خواننده در تجربه ی دویدنهای روزانه اش، اورا با خو همپا کند. او دویدن را جزئی لاینفک از حرفه ی نویسندگی خودش میداند و بر آن اصرار دارد و به همین دلیل به هیچ وجه حاضر نیست از آن دست بردارد، این دو برای او درهم تنیده شده اند، انگار دویدن استعارهای باشد از فعالیت هر روزه او دردل جریان زندگی. شاید به همین دلیل کتاب خاطرات خود را بر محور دویدن بنا کرده است. روایتش البته روایت خطی نیست. از حال به گذشته میزند و بالعکس، گاه گاهی هم از واقعیت به خیال گریز میزند درنهایت، تصویری کامل از من شکل گرفته ی خود را به نمایش بگذارد.
دنیای موراکامی، دنیای تنهایی، سرسختی، سخت کوشی و پایداری است. او درمقابل دنیا کوتاه نمی آید، به هیچ وجه، هدفی برای خود ترسیم میکند و ذره ذره، جزء به جزء با دقت و نظم پیش میرود اهل کمک گرفتن نیست.. به حرف دیگران اعنایی نمیکند که اورا منع می کنند. برگشتن در کار او نیست. باید به مقصد برسد. تکاپوی او جهانی را به تکاپو وامی دارد
در ادامه بخشهایی از کتاب وقتی از دو که حرف میزنم از چه حرف میزنم را از زبان خودش بخوانید

امروز جمعه پنجم اوت 2005 در کائوآئی در ایالت هاوای هستم. هوا به طرزی باورنکردنی صاف و آفتابی است. یک ابر هم در آسمان دیده نمیشود و انگار حتا مفهوم ابر هم در ذهن نمی گنجد. مثل همیشه اواخر ژوئیه وارد شهر شدم و آپارتمانی اجاره کردم. صبح ها که هوا خنک است پشت میز تحریر مینشینم و از هر دری چیزی می نویسم. مثل همین الان که دارم اینها را مینویسم مطلبی در مورد دویدن که تا هرجا که دلم بخواهد میتوانم ادامه بدهم. تابستان است و هوا طبعتا گرم. هاوایی را جزایر تابستان ابدی نامیده اند.
از وقتی به هاوایی آمدهام روزی یک ساعت،کم یا زیاد ، دویده ام. شش روز هفته، دوماه و نیم است که دوباره به روال سابق برگشته ام مگر اتفاق خارقالعادهای پیش آمده و گرنه هر روز دویده ام. امروز یک ساعت و ده دقیقه
دویدم.همین حالا دارم فکر میکنم مسافت دویدنم را فزایش دهم. خواه ناخوا سرعت برای من در درجه دوم اهمیت قرار دارد. ما دامی که بتوانم مسیری تعیین شده را بدوم به چیزی دیگری جز آن فکر نخواهم کرد. گاهی اگر خوشم بیاید تندتر میدوم ولی در آنصورت زمان تمرین را کمتر میکنم چون نکته ی مهم آن است که شور و نشاط فرد در پایان جلسه ی ورزش به رزو بعد منتقل شود. همین رویه را در مورد نوشتن هم در پیش گرفتهام و آن را
جزء واجبات میدانم هر روز موقعی از نوشتن دست میکشم که احساس میکنم باز هم توان نوشتن دارم.
|