نجات
تجربه من در ترک ترامادول 
قالب وبلاگ موبایل و کامپیوتر
نويسندگان
لینک دوستان

تبادل لینک هوشمند

برای تبادل لینک ابتدا ما را با عنوان تجربه من در ترک ترامادول و آدرس alizk7.LXB.ir لینک نمایید سپس مشخصات لینک خود را در زیر نوشته . در صورت وجود لینک ما در سایت شما لینکتان به طور خودکار در سایت ما قرار میگیرد.





لینک های ویژه
پيوندهای روزانه

با سلام
داریوش هستم 34 سالمه و مجردم.
سه سال پیش فقط و فقط بخاطر رابطه با پیشنهاد یکی از دوستان روی به مصرف ترامادول آوردم.خب اولش دُوز مصرفم خیلی پایین بود و فقط روزهایی که قرار رابطه با پارتنرم که واقعا هم عاشقش بودم،مصرف میکردم،رفته رفته رو آوردم به مصرف روزانه،پارسال به اوج مصرف روزانه رسیدم،بطوریکه روزی حتی 1200ml یعنی 6عدد ترامادول 200 مصرف میکردم.دیگه جوابگوی نیازم برای رابطه نبود.درهمین حین اکثرا برای رابطه در کنار مصرف 6عدد ترامادول،یک عدد متادون 40 و یک عدد متادون 20 هم مصرف میکردم.
دراین میان،کسیکه دوسش داشتم بخاطر همین مسائل ترکم کرد،به لحاظ روحی و روانی و جسمانی فوق العاده ضعیف شدم.بطوریکه الان وزنم 55کیلو شده.
البته این دوسه ماه آخر،تصمیم به کم کردن و در نهایت کنار گذاشتن این بلای نابودکننده گرفتم.این اواخر،روزی 200 رو نصف میکردم یکی ظهر و یکی شب مصرف میکردم،بعد از چند روز 100رو نصف میکردم و دوبار در روز مصرف میکردم.
تا دوهفته پیش مصرف ترامادول رو کاملا کنار گذاشتم،اما روزانه متادون 10 رو مصرف میکردم تا سه شنبه هفته ای که گذشت.
امروز چهارمین روزیه که پاکم،اما،اما،واقعا عوارض ترک خیلی اذیتم میکنه و نمیدونم بخاطر مصرف کدام یکی هستش و تا کی قراره ادامه پیداکنه،نشانه هایی نظیر تعریق،تب،بی حالی و بی رمقی،سیخ شدن موهای دست و بدن،و امثال اینها.
اما این وسط تجاربی هم طی این چندروز بدست آوردم،شیر میتونه تاثیرات و عوارض رو کمی التیام بده،شکلات تلخ هم همینطور،آب و مایعات خوبه.استامیتوفن کدئین و ژلوفن هم خوبه.
توی این مدت سه سال همه مال و زندگی و فردی که واقعا دوسش داشتم رو از دست دادم.
واقعا ارزش نداره و ایکاش الهی هیچکس اثر و گرفتار این مواد و قرصهای لعنتی نشه.توی این سه سالی که مصرف میکردم اصلا به خانواده‌م اهمیت نمیدادم و دائما توی اتاقم بودم.قدر زندگیمون و عزیزانمون رو بدونیم و مهمتر از همه،قدر سلامتی و ارزش خودمونو بدونیم.
دوستان برام دعا کنین،آرزوی سلامتی و سربلندی و موفقیت برای همه عزیزان دارم

برای خوندن دیگر تجارب دوستان به کنال تلگرام ما بپیوندید

بهترین روش ترک ترامادول


برای اینکه بتونید ترامادول رو ترک کنیم به نظر من از روش تدریجی استفاده کنید

و هر هفته مقدار مصرف رو بیارین پایین هیچوقت ناگهانی ترک نکنید میتونه خطرناک باشه


من خودم بصورت ناگهانی یا به قولی یابویی ترک کردم ناگهان قرص ترامادول رو انداختم دور که خیلی هم سخت بود

به شما چنین پیشنهادی نمیکنم بهترین روش ترک به نظر من ترک توی دوره یک ماهه است به اینصورت که رفته رفته دوز مصرفی رو بیاریدپایین.

اینکه چقدر مصرفتون رو بیارید پایین بسته به میزان مصرفتون داره در پایین یکی از روش های ترک تدریجی

رو به عنوان نمونه براتون قرار میدم امیدوارم بدردتون بخوره. امیدوارم با این روش بدون درد ترک کنید


 این روش برای ترک قرص ترامادول با کاهش دوز مصرف در طی چند هفته استفاده میشه،

برای مثال اگر شخص روزی 300تا 400میلی گرم که مقدار زیادی است ترامادول مصرف مییکنه

بهتر ه با کمی صبر و حوصله هر سه روز 100 میلی گرم از مصرف ترامادول را کاهش بده،

ولی به 100میلی گرم که رسید مدت زمان بیشتری را باید صرف قطع ناگهانی و ترک کامل ترامادول کند.

در این زمان مقدار 100 میلی گرم مصرف آخری به قصد ترک را تا 15 روز ادامه دهد.

سپس مصرف ترامادول را به 50 میلی گرم در روز رسانده و زمانی که احساس کمی قدرت در بدن خود کردید، میتونید ترامادول را قطع کنید.

برای کاهش دادن علایم احتمالی ترک ترامادول، مصرف داروهای ضد درد مانند ایبوبروفن بلامانع است.

 

دوستان به کانال ما در تلگرام بپیوندین تا باهم در ارتباط باشیم

آره برگشتم به جلسات چون میدونستم که این جلسات تنها جایی است که منو از وس وسه های مصرف دور نگه میداره .اونجا دوستان زیادی داشتم که میتونستم از تجربیات آنها استفاده کنم و همان راهی رو برم آنها میرفتن.


یکی از چیزهایی که تو جلسات انجمن معتادین گمنام اتفاق می افتاد و منو مجذوب خودش کرد این بود که هیچ قضاوتی در کار نبود همه از جنس خودم بودن وقتی در مورد اعتیادم حرف میزدم کسی مسخرم نمیکرد بر خلاف اونچیزی که بیرون جلسات اتفاق میفتاد . بیرون جلسات مردم وقتی بفهمن معتادهستی کاملا ازت فاصله میگرن و حتی در برخی موارد مانند حیوون باهات برخورد میکنن غافل از اینکه اعتیاد یه بیماریه مانند تمام بیماریهای دنیا.


بله تو جلسات آدمایی رو دیدم از بیمارستان زندان و یا تیمارستان اومده بودن با دیدن این افراد بیشتر و بیشتر به عمق این فاجعه پی میبردم،و باخودم میگفتم چقدر من خوشبخت بودم که به عواقب خیلی از اینا گرفتار نشدم و از این بابت خدا رو شکر میکنم.


ولی این جلسات بی نقص نبودن ترک صد درصدی اتفاق نمیفتاد من کسی رو دیدم که بعد 12 سال اومدن به جلسات دوباره مواد زد ، شخصی دیگر بعد 2 سال دویاره لغزش کرد و یه نفر بعد 14 سال دوباره مواد زد و متاسفانه اور دوز کرد و از دنیا رفت.و هنوزم این لغزشها ادامه داره چون کسی نمیخواد بصورت ریشه ای مسئله رو حل کنه.

میدونم که نود نه درصد بچه های انجمن با حرفای من صد درصد مخالف هستن شاید برخی از اونا منو متهم کنن که اصول انجمن رو زیر پا گذاشتم ولی اینطور نیست من خودم رو مدیون انجمن معتادین گمنام میدونم چون بچه انجمن به من یاد دادن که میتوان پاک زندگی کرد.


من خوب میدونم که این بیماری چقدر خطرناکه آخرین باری که تشنج کردم لکنت زبان گرفتم بنابر این نمیتونستم فقط به جلسه رفتن ادامه بدم به امید اینکه شانس بیارم و زنده بمونم. این شد که شروع به جستجوو کردم و در این جستجو به یه کتاب به اسم قدر ت عادات برخوردم که این کتاب خیلی بمن کمک کرد.

پیشنها میکنم هرکسی که درگیر اعتیاده این کتاب رو بخونه نسخه رایگانش در اینترنت پیدا میشه دوستان من وقتم خیلی محدوه سر فرصت بیشتر در این مورد خواهم نوشت. از همه شما ممنونم.


با عضویت در کانال تلگرام بنده منو حمایت کنین مرسی

چطور ترک کردم


یه روز داخل تاکسی نشسته بودم داشتم میومدم سمت خونه تاکسی تو ترافیک گیر کرد به سمت راست خودم یه نگاهی انداختم متوجه یه بیلبرد تبلیغاتی شدم که روش نوشته بود که (ما راهی را پیدا کردیم که بدون مصرف مواد مخدر هم میشود زندگی کرد و این راه را به رایگان در اختیار شما میگذاریم) اولش فکر کردم کلاهبرداریه ولی با خودم گفتم نوشته رایگان، این رایگان بودنش به امتحانش می ارزه حتما یه چیزی است بادید امتحانش کنم.

و اینطوری شد که روز بعد بر گشتم و آدرس روی بیلبرد رو یاد داشت کردم و رفتم از طریق اینترنت آدرسش رو پیدا کردم و رفتم اونجا. اونجا بود متوجه شدم این یه انجمنه به اسم na یا انجمن معتادین گمنام. باورش سخت بود ولی تونستم نود روز پاک بمونم ولی متاسفانه بعد نود روز وسوسه اومد سراغم و دوبار ترامادول مصرف کردم آره در کمال ناباوری مواد زدم.

یادمه بعدش حسابی پشیمون شدم اما چه سود .بعد یه مدت دوباره تصمیم گرفتم برگردم به جلسات، چون به تجربه فهمیدم اعتیاد یه عادت فوق العاده قدرتمنده که فرد معتاد دست خودش نیست ناخودآگاه به سمت اعتیاد میره.

برای همین با ید از جایی کمک میگرفتم این شد که دوباره برگشتم جلسات و اینبار تنها به جلسات اکتفا نکردم چون میدونستم به تنهایی جواب نمیده. در پست بعدی خودم دقیقا توضیح خواهم داد که چطور تونستم به اعتیادم غلبه کنم و برای همیشه از شرش راحت بشم.

بعد مدتی فهمیدم دیگر نمیتونم به مصرف ترامادول ادامه بدم به فکر این افتادم که بزارم کنار اما غافل از اینکه ترک ترامادول یا هر ماده مخدری به این راحتی ها نیست. چندین بار اقدام به ترک کردم و بعد از یه هفته دوباره زدم و با هربار ترک و مصرف مجدد باورم رو نسبت به خودم از دست میدادم.

تا جایی که بیماری اعتیاد باعث شد شهر خودم رو ترک کنم به این امید که شاید در شهر دیگری بتونم بر اعتیادم غلبه کنم‌ برای همین به یه شهر دیگه نقل مکان کردم . متاسفانه در این شهر جدید نه تنها مصرفم کمتر نشد بلکه دوز مصرفیم رفت بالا اینبار اوضاع من خیلی بدتر از قبل شده بود. یادمه وقتی میخوابیدم فکر میکردم دیگه بیدار نمیشم. کاملا تسلیم اعتیادم شده بودم فکر میکردم بالاخره منو میکشه تشنج میکردم و سر از بیمارستان در می آوردم دیگه امیدم رو از دست داده بودم.

راهای مختلف ترک اعتیاد رو تجربه کردم ولی جواب نداد. نمیدونستم دقیقا کجای کار من ایراد داره که بعد ترک دوباره میزنم. میدونستم اگه اینجوری ادامه بدم مرگم حتمیه چون دو نفر در همسایگی من بر اثر مصرف قرص ترامادول مردن اصلا دلم نمیخواست نفر سوم باشم. اون زمان یادمه فقط دعا میکردم که مرگم بر اثر مصرف مواد مخدر نباشه حاضر بودم به هر طریقی بمیرم الا مرگ بر اثر مصرف مواد مخدر

با سلام خدمت دوستای گلم، راستش نمیدونم از کجا بگم، من تو یه خانواده 10نفری ، پنج تا داداش سه تا خاهر، که همشون هم کارمند و معلم و ... هستن بدنیا اومدم، الان سنم32هست، اینارو گفتم واسه دوستانی که فکر نکنن چون پدر یا مادر یا هر کس دیگه تو خانواده معتاد دارن پس عذرشون موجهه که برن سمت مواد چون تو خانواده بدی هستن یا برعکس مثل خودم فک میکردم من هرگز دچار اعتیاد نمیشم و بخدا نمیدونین چقدر متنفر بودم از مواد، تو سن27ازدواج کردم و اومدم خونه خودم کهبا این لعنتی اشنا شدم، اولش هفته ای یه دونه 100میخوردم اونم واسه خاصیت تاخیری، بعد دیدم فازش خیلی خوبه و بعد دو ماه کردمش هفته ای دو تا100یکی اخر هفته و یکی وسط هفته، اینم بعد یکی دو ماه دیدم فاز نمیده کردمش200و هفته ای دو تا باز تا چند وقت، که شد روزی یه 200،

هر بار که این لعنتیو میخوردم میگفتم این آخرین باره ولی باز فرداش وسوسه میاد سراغم، شد و شد تا رسید به روزی پنج تا200، یعنی هزار میل در روز، ناگفته نماند من اون زمان12سال بود پرورش اندام کار میکردم و بوکس، وزنم110کیلو بود که رسیدم به80کیلو، همه فک میکردن مریض شدم مادرم و همسرم چقدر غصه خوردن طفلکیا، خلاصه یک سال سر کار نرفتم و تنبلی کردم از شرکت اخراج شدم، زنم دیگه طاقت نیاورد درخاست طلاق داد و جدا شد رفت خونه باباش، چون فهمید مصرف میکنم،آبروم پیش خاهر و برادر و کل فامیل رفت،ولی بخدا، بخدا هیچکس نخاست کمکم کنه، هیچکی دستمو نگرفت، همه فقط سرزنشم کردن و ترکم کردن حتی هیچکی از افراد خانولدم باهام رفت و امد نمیکردن، تنها شده بودم،بی اعصاب، زندگیم خراب شده بود خانواده ولم کرده بود، منم کم کم مصرفمو بیشتر کردم تا رسید به روزی2000میل و بعضا بیشتر، تشنج میکردم تو کوچه و خیابون،پشت فرمون یه بار تشنج کردم زدم به دیوار همسایه ها هر کی منو میدید یه جور بد نگاهم میکرد.

یادمه یه بار رفتم در خونه مامانم که بگم کمکم کن بزارمش کنار که درو باز نکردن، همه خاهر برادرا دور هم جمع بودن، ولی درو رو من باز نمیکردن، تا اینکه وقتی دیدن خیلی در میزنم، اخه دلم میخاست یکی کمکم کنه و دستمو بگیره،درو باز کردن و با سیلی و لگد منو انداختن تو کوچه، و بدترین حرفارو بم گفتن، منم که غیرت و زور از بازوهام رفته بود و از طرفی دلمم از زمین و زمان گرفته بود، بلند شدم رفتم خونه خودم، خلاصه تا اینکه یه روز یه دختری رو دیدم که12سال پیش باهاش دوست بودم، خیلی میخاستمش،5سال باهاش بودم و پام موند ولی من بخاطر اینکه خانوادم مخالف بود که اون به ما نمیخوره دلشو شکوندم و ترکش کردم، داشتم میگفتم یهویی چش تو چش شدم باش و واستادیم جفتمون به صحبت، این شد شروع اشنایی دوبارم باش ، اونم ازدواج کرده بود و شوهرش تو تصادف از بین رفته بود،

خلاصه یه روز که فهمید ترا میخورم گریش گرفت، میگفت تو چی بودی چی شدی،منم زدم زیر گریه، بش قول دادم ترک کنم، گفتم دو ماه بم فرصت بده، اونم قبول کرد ولی اصرار داشت کنارم باشه و کمکم کنه ولی من قبول نکردم، گفتم میخام خودم ترک کنم، گفتم بعد دو ماه ببینیم همو، که با کلی اصرار من قبول کرد، شب رفتم خونه تنهای تنها ولی پر از اراده و انگیزه برا روزای خوب گذشته، آلبوم عکسامو برداشتم نگاه کردم گریم میخاست بگیره ولی نکردم، به خودم گفتم گریه درد منو دوا نمیکنه این تصمیم و ارادست که غرورمو، زندگیمو و... دوباره بهم پس میده، همونجا اراده کردم بزارم کنارتو هفته اول از2500رسوندم به1000و هفته دوم رسوندم به500، هفته سوم رسوندم به200و هفته اخرم یهویی گذاشتمش کنار،

از درد و اظطرابو بی خابی هم که نگم چون خودتون از من بهتر میدونید، از ماه بعد که ماه دوم بود شروع کردم ورزش کردن، کم کم رفتم باشگاه ثبت نام کردم، دیگه داشت خوراکم و وزنم و اخلاقم و رنگ و روم برمیگشت، بعد دو ماه که دوباره رفتم ببینمش اثلا باورش نمیشد انقد فرق کردم، وزنم10کیلو اومد بالا تو دوماه، خلاصه اراده کردم و رفتم دوباره شرکت قبلیم، خدا خیرشون بده تا دیدن اینجوریه اوضاعم اونام گذاشتن برگردم و کمکم کردن، خلاصه با همون دختر ازدواج کردم و بهترین زندگی رو دارم،

الان از اون روز 5سال میگذره و من دوباره هیکلم رو فرم شده، جوری که هر آدم سالم که اعتیادم نداشته آرزوشو داره، اینارو نگفتم تعریف از خود بکنم، گفتم که بدونین شما هم میتونین به اون نقطه ای برسین که آرزوی همونایی بشید که آرزوشونو دارید، من خودم تنها بودم کسی کمکم نکرد ولی فقط لطف خدا و اراده خودم بود دوستان، شما هم میتونید چون خیلیاتون یک دهم منم مصرف ندارین و نداشتین.

به کانال تلگرام ما بپیوندید

بعد مدتی فهمیدم دیگر نمیتونم به مصرف ترامادول ادامه بدم به فکر این افتادم که بزارم کنار اما غافل از اینکه ترک ترامادول یا هر ماده مخدری به این راحتی ها نیست. چندین بار اقدام به ترک کردم و بعد از یه هفته دوباره زدم و با هربار ترک و مصرف مجدد باورم رو نسبت به خودم از دست میدادم.

تا جایی که بیماری اعتیاد باعث شد شهر خودم رو ترک کنم به این امید که شاید در شهر دیگری بتونم بر اعتیادم غلبه کنم‌ برای همین به شهریار تهران نقل مکان کردم . متاسفانه در این شهر جدید نه تنها مصرفم کمتر نشد بلکه دوز مصرفیم رفت بالا اینبار اوضاع من خیلی بدتر از قبل شده بود. یادمه وقتی میخوابیدم فکر میکردم دیگه بیدار نمیشم. کاملا تسلیم اعتیادم شده بودم فکر میکردم بالاخره منو میکشه

تشنج میکردم و سر از بیمارستان در می آوردم دیگه امیدم رو از دست داده بودم راهای مختلف ترک اعتیاد رو تجربه کردم ولی جواب نداد. نمیدونستم دقیقا کجای کار من ایراد داره که بعد ترک دوباره میزنم. میدونستم اگه اینجوری ادامه بدم مرگم حتمیه چون دو نفر در همسایگی من بر اثر مصرف قرص ترامادول مردن اصلا دلم نمیخواست نفر سوم باشم. اون زمان یادمه فقط دعا میکردم که مرگم بر اثر مصرف مواد مخدر نباشه حاضر بودم به هر طریقی بمیرم الا مرگ بر اثر مصرف مواد مخدر

برای تبادل تجربه به کانال تلگرام ما بپیوندید

سلام من علی هستم 31 سال سن دارم و 9 سال درگیر مصرف ترامادول بودم و این یعنی 9 سال از بهترین روزهای عمرم رو درگیر مصرف قرص ترامادول بودم که خیلی برام گرون تموم شد گرونتر از اونچیزی که فکرش رو بکنید.

باید بگم من دکتر یا متخصص ترک اعتیاد نیستم من یه معتاد سابق قرص ترامادول هستم که این قرص رو بهتر از هرکسی میشناسم چون با تمام وجودم دردها رنجها و بدبختیهای این قرص رو تجربه کردم و بهایی سنگینی رو پرداختم که بوقتش مفصل درموردش خواهم نوشت.

اما هدفم از ایجاد این وبلاگ اینه که بتونم با در اختیار گذاشتن تجربه خودم در ترک ترامادول به دیگر هموطنان خودم که در گیر اعتیاد به این و قرص هستند کمک کنم و این دینی که به گردنم هست رو ادا کنم به امید روزی که دیگر هیچکس طعم اعتیاد رو نچشد.

[ شنبه 10 اسفند 1398برچسب:ترک اعتیاد, ترک ترامادول, درمان اعتیاد به ترامادول, , ] [ 10:16 ] [ علی ]
.: Weblog Themes By Bia2 Skin :.

درباره وبلاگ

به وبلاگ من خوش آمدید
آرشيو مطالب
طراح قالب
امکانات وب

نام :
وب :
پیام :
2+2=:
(Refresh)

خبرنامه وب سایت:





آمار وب سایت:  

بازدید امروز : 12
بازدید دیروز : 5
بازدید هفته : 69
بازدید ماه : 62
بازدید کل : 88
تعداد مطالب : 13
تعداد نظرات : 0
تعداد آنلاین : 1