نجات

تجربه من در ترک ترامادول

هاروکی موراکامی، نویسنده ژاپنی، در سال 1949 در کیوتو متولد شد و هم‌اکنون در ناحیه ای نزدیک توکیو زندگی میکند او که علاوه بر نویسندگی دستی هم در ترجمه دارد تا کنون چندین رمان، مجموعه داستان کوتاه، اثر غیر داستانی و ترجمه متون ادبی روانه ی بازار نشر کرده استسوای این آثاری که در کتاب حاضر به آن‌ها اشاره شده، از دیگر نوشته هایش میتوان این‌ها رانام بردکافکا بر ساحل، جنگل نروژی، سال شمارپرنده ی کوکی، پس از تاریکی، رقص رقص رقص، سرزمین عجایب بی روح و پایان دنیا،جنوب مرز غرب خورشید، معشوقه ی اسپوتیک

فیل غیب می شود، بید نابینا، زن خفته، بعد از زلزله و زیرزمین .

تازه ترین آثارش یک رمانی است با نام 1q84 که درماه مه 2009 به چاپ رسید و دیگری ترجمه ای تحت عنوان داستانهای روز تولد که حالت گلچین دارد و آثاری در آن گرد آوری شده که با موضوع روز تولد ارتباط دارنداز جمله نویسندگان شاخص در این کتاب می‌توان به ریموند کارور،دیوید فاسترولاس، پل تروکس ، راسل بنکس و یلیام تروور اشاره کرد،

موراکامی که نشریه گاردین او را در ردیف بزرگترین رمان نویسان زنده ی جهان قرار داده است و آثارش به چهل و دو زبان ترجمه شده، جوایز مختلفی نیز دریافت کرده که یکی از مهم‌ترین آن‌ها جایزه ی فرانتس کافکا بوده است همچنین داستان‌های او به عالم سینِما و تئاتر راه یافته است از جمله رمان آوای باد را بشنو و مجموعه داستان فیل غیب می شود

هاروکی موراکامی که به سورئالیسم و پست مدرنیسم گرایش دارد همواره در آثارش به مقولاتی چون بحران هویت و رابطه، سقوط ارزش‌های انسانی، خلاء معنویات و تأثیرات مخرب ذهنیت معطوف به کار در جامعه ی ژاپن می پردازداما در این کتاب او از خودش می‌گوید، از امور شخصی و برنامه های روزمره اش، چیزهایی که دوست دارد یاندارد، خاطراتش، و در کل فلسفه ی زیست و نوع نگاه خود را به پدیده ها و رخدادها برای ما آشکار می سازد،

البته در این راه شیوه ای متفاوتی را اختیاری کرده و می‌کوشد با سهیم کردن خواننده در تجربه ی دویدن‌های روزانه اش، اورا با خو همپا کنداو دویدن را جزئی لاینفک از حرفه ی نویسندگی خودش میداند و بر آن اصرار دارد و به همین دلیل به هیچ وجه حاضر نیست از آن دست بردارد، این دو برای او درهم تنیده شده اند، انگار دویدن استعاره‌ای باشد از فعالیت هر روزه او دردل جریان زندگیشاید به همین دلیل کتاب خاطرات خود را بر محور دویدن بنا کرده استروایتش البته روایت خطی نیستاز حال به گذشته می‌زند و بالعکس، گاه گاهی هم از واقعیت به خیال گریز می‌زند درنهایت، تصویری کامل از من شکل گرفته ی خود را به نمایش بگذارد.

دنیای موراکامی، دنیای تنهایی، سرسختی، سخت کوشی و پایداری استاو درمقابل دنیا کوتاه نمی آید، به هیچ وجه، هدفی برای خود ترسیم میکند و ذره ذره، جزء به جزء با دقت و نظم پیش می‌رود اهل کمک گرفتن نیست.. به حرف دیگران اعنایی نمی‌کند که اورا منع می کنندبرگشتن در کار او نیستباید به مقصد برسدتکاپوی او جهانی را به تکاپو وامی دارد

در ادامه بخشهایی از کتاب وقتی از دو که حرف میزنم از چه حرف میزنم را از زبان خودش بخوانید

امروز جمعه پنجم اوت 2005 در کائوآئی در ایالت هاوای هستمهوا به طرزی باور‌نکردنی صاف و آفتابی استیک ابر هم در آسمان دیده نمی‌شود و انگار حتا مفهوم ابر هم در ذهن نمی گنجدمثل همیشه اواخر ژوئیه وارد شهر شدم و آپارتمانی اجاره کردمصبح ها که هوا خنک است پشت میز تحریر می‌نشینم و از هر دری چیزی می نویسممثل همین الان که دارم این‌ها را می‌نویسم مطلبی در مورد دویدن که تا هرجا که دلم بخواهد می‌توانم ادامه بدهمتابستان است و هوا طبعتا گرمهاوایی را جزایر تابستان ابدی نامیده اند.

از وقتی به هاوایی آمده‌ام روزی یک ساعت،کم یا زیاد ، دویده امشش روز هفته، دوماه و نیم است که دوباره به روال سابق برگشته ام مگر اتفاق خارق‌العاده‌ای پیش آمده و گرنه هر روز دویده امامروز یک ساعت و ده دقیقه

دویدم.همین حالا دارم فکر میکنم مسافت دویدنم را فزایش دهمخواه ناخوا سرعت برای من در درجه دوم اهمیت قرار داردما دامی که بتوانم مسیری تعیین شده را بدوم به چیزی دیگری جز آن فکر نخواهم کردگاهی اگر خوشم بیاید تندتر می‌دوم ولی در آنصورت زمان تمرین را کمتر میکنم چون نکته ی مهم آن است که شور و نشاط فرد در پایان جلسه ی ورزش به رزو بعد منتقل شودهمین رویه را در مورد نوشتن هم در پیش گرفته‌ام و آن را

جزء واجبات می‌دانم هر روز موقعی از نوشتن دست میکشم که احساس می‌کنم باز هم توان نوشتن دارم.

 

منبع کتاب

 
نویسنده: علی ׀ تاریخ: چهار شنبه 13 فروردين 1399برچسب:دانلود کتاب از دو که حرف میزنم از چه حرف میزنم, دانلود کتاب رایگان , فروشگاه اینترنتی زیبیت کالا,دانلود رایگان کتاب الکترونیک, دانلود رایگان کتاب, دانلود کتاب و قتی از دو حرف میزنم از چی حرف میزنم, دانلود کتاب پی د ی اف وقتی از دو جرف میزنم از چه حرف میزنم, دانلود کتاب وقتی از دو حرف میزنم, دانلود کتاب و قتی از دوحرف میزنم از چه حرف میزنمpdf, دانلودرایگان کتاب وقتی از دو , ׀ موضوع: <-CategoryName-> ׀

با این علائم میشه افراد ترامادولی را شناخت

گوشه نشینی

پرخاشگری

دوری کردن از افراد خانواده و فامیل و نزدیکان


فعالیت های جسمی فرد کمتر می شود


در زمان خوابیدن فرد تغییرات شدیدی رخ می دهد


مسئولیت پذیری فرد کم می شود و موارد مختلفی را قبول نمی کند

از صحبت کردن با دیگران و مشورت فرار می کند


اعتماد به نفس و عزت نفس فرد کم می شود


تمرکز فرد کاهش پیدا کرده و حواس پرت می شود

صبر و حوصله فرد مصرف کننده در انجام کارها کاهش پیدا می کند


فرد نمی تواند با هم سن و سالان خود ارتباط برقرار کند


در سیستم خوردن فرد تغییراتی رخ می دهد

 

نشانه های ظاهری افراد ترامادولی

قرمز شدن چشم ها


فرد مصرف کننده بیشتر اوقات خواب آلوده است


کند شدن در انجام کارها


فرد مصرف کننده در حرکت کردن تعادل ندارد


نگاه های خیره و مات

بی حواس شدن و عدم تمرکز


تغییرات ناگهانی خلق و خو و رفتار


فرد به نظافت خود بی اهمیت می شود


گاهی اوقات ممکن است نحوه صبحت کردن و ادای کلمات فرد مصرف کننده، نا مفهوم شود

اگر فرد مصرف کننده محصل یا دانشجو باشد نسبت به درس و تحصیل بی اهمیت می شود.


طولانی شدن زمان دستشویی و حمام


خواب طولانی

 

به کانال تلگرام ما بپیوندید

نویسنده: علی ׀ تاریخ: سه شنبه 13 اسفند 1398برچسب:تشخیص افراد ترامادولی,روش تشخیص افراد ترامادولی, نحوه تشخیص افراد ترامادولی,روش ترک ترامادول 200,تشخیص افراد قرصی, ترامادول, ׀ موضوع: <-CategoryName-> ׀

با سلام
داریوش هستم 34 سالمه و مجردم.
سه سال پیش فقط و فقط بخاطر رابطه با پیشنهاد یکی از دوستان روی به مصرف ترامادول آوردم.خب اولش دُوز مصرفم خیلی پایین بود و فقط روزهایی که قرار رابطه با پارتنرم که واقعا هم عاشقش بودم،مصرف میکردم،رفته رفته رو آوردم به مصرف روزانه،پارسال به اوج مصرف روزانه رسیدم،بطوریکه روزی حتی 1200ml یعنی 6عدد ترامادول 200 مصرف میکردم.دیگه جوابگوی نیازم برای رابطه نبود.درهمین حین اکثرا برای رابطه در کنار مصرف 6عدد ترامادول،یک عدد متادون 40 و یک عدد متادون 20 هم مصرف میکردم.
دراین میان،کسیکه دوسش داشتم بخاطر همین مسائل ترکم کرد،به لحاظ روحی و روانی و جسمانی فوق العاده ضعیف شدم.بطوریکه الان وزنم 55کیلو شده.
البته این دوسه ماه آخر،تصمیم به کم کردن و در نهایت کنار گذاشتن این بلای نابودکننده گرفتم.این اواخر،روزی 200 رو نصف میکردم یکی ظهر و یکی شب مصرف میکردم،بعد از چند روز 100رو نصف میکردم و دوبار در روز مصرف میکردم.
تا دوهفته پیش مصرف ترامادول رو کاملا کنار گذاشتم،اما روزانه متادون 10 رو مصرف میکردم تا سه شنبه هفته ای که گذشت.
امروز چهارمین روزیه که پاکم،اما،اما،واقعا عوارض ترک خیلی اذیتم میکنه و نمیدونم بخاطر مصرف کدام یکی هستش و تا کی قراره ادامه پیداکنه،نشانه هایی نظیر تعریق،تب،بی حالی و بی رمقی،سیخ شدن موهای دست و بدن،و امثال اینها.
اما این وسط تجاربی هم طی این چندروز بدست آوردم،شیر میتونه تاثیرات و عوارض رو کمی التیام بده،شکلات تلخ هم همینطور،آب و مایعات خوبه.استامیتوفن کدئین و ژلوفن هم خوبه.
توی این مدت سه سال همه مال و زندگی و فردی که واقعا دوسش داشتم رو از دست دادم.
واقعا ارزش نداره و ایکاش الهی هیچکس اثر و گرفتار این مواد و قرصهای لعنتی نشه.توی این سه سالی که مصرف میکردم اصلا به خانواده‌م اهمیت نمیدادم و دائما توی اتاقم بودم.قدر زندگیمون و عزیزانمون رو بدونیم و مهمتر از همه،قدر سلامتی و ارزش خودمونو بدونیم.
دوستان برام دعا کنین،آرزوی سلامتی و سربلندی و موفقیت برای همه عزیزان دارم

برای خوندن دیگر تجارب دوستان به کنال تلگرام ما بپیوندید

نویسنده: علی ׀ تاریخ: سه شنبه 13 اسفند 1398برچسب:ترک اعتیاد, تجربه ترک ترامادول, تجربه ترک اعتیاد,عوارض مصرف قرص ترامادول,ترک ترامادول, درمان اعتیاد به ترامادول, تجربه من در ترک ترامادول, روش آسان ترک ترامادول, ترک بدون درد ترامادول, قرص ترامادول, ׀ موضوع: <-CategoryName-> ׀

با سلام‌و عرض ادب به همه دوستان،نمیخوام سرتون رو درد بیارم ولی چندتا نکته مهم که تجربه خودم هستش رو میخوام خدمتتون عرض کنم‌که تا شاید بدرد یکی خورد و مثل بنده این لعنتیه و داغون کننده ی سرنوشت رو کنار گذاشت،داداش و خواهرای گلم اولین قدم توی ترک بستگی به خودتون داره تحمل تحمل تحمل ودوری از وسوسه ی مصرف.

بنده از سال ۸۶ مصرف کننده بودم چیزه دیگه ای مصرف نمیکردم بجز قرص ترا،یعنی ۱۱سالو خورده ای،دوز مصرفم روزی ۵ تا۶ قرص ۲۰۰بود،اولین کاری که کردم قاطعانه تصمیم گرفتم هر چی قرص داشتم رو ریختم‌دستشویی به جز یه دونه قرص ۲۰۰ که چهار قسمتش کردم و روزی یه دو نه اش رو ظهر مصرف میکردم بهمراه  قرص استامینفون کدیین ۵۰۰وایبوپروفن تا روز چهارم،روز چهارمم که قرص ترا که قسمت چهارمش تموم شد

با کمک استامینفن کدیین و پروفن آروم آروم گذاشتم کنار والان یک ماهو ده روزه که به شکر خدا پاکم دوستان روزانه دوش آب سرد،شکلات تلخ و چای زنجفیل حتما استفاده کنین که هم شادابتون میکنه و طبع اش گرمه.زندگی بدون قرص عالیه بخدا ارزش ما بیشتر از اینهاست

اگه به خودتون رحم نمیکنید بخاطر خانواده هاتون،آدم توی روزهای اول مصرف چیزی نمی فهمه بعد چشم باز میکنه که خدایا چیکار کردم با خودم،به خدا بنده انگار این یازده سالو توی کما بودم و تازه بیدار شدم به امید پاکی همه جوانان گرفتار‌.

برای خوندن دیگر تجارب دوستان به کانال تلگرام ما بپیندید

نویسنده: علی ׀ تاریخ: سه شنبه 13 اسفند 1398برچسب:تجربه ترک ترامادول,تجربه ترک اعتیاد, تجربه دیگران در ترک قرص ترامادول, تجربه دیگران در ترک ترامادول,روش ترک ترامادول, روش آسان ترک ترامادول, ترک ترامادول بدون درد, ترک سریع قرص ترامادول, ׀ موضوع: <-CategoryName-> ׀

بهترین روش ترک ترامادول


برای اینکه بتونید ترامادول رو ترک کنیم به نظر من از روش تدریجی استفاده کنید

و هر هفته مقدار مصرف رو بیارین پایین هیچوقت ناگهانی ترک نکنید میتونه خطرناک باشه


من خودم بصورت ناگهانی یا به قولی یابویی ترک کردم ناگهان قرص ترامادول رو انداختم دور که خیلی هم سخت بود

به شما چنین پیشنهادی نمیکنم بهترین روش ترک به نظر من ترک توی دوره یک ماهه است به اینصورت که رفته رفته دوز مصرفی رو بیاریدپایین.

اینکه چقدر مصرفتون رو بیارید پایین بسته به میزان مصرفتون داره در پایین یکی از روش های ترک تدریجی

رو به عنوان نمونه براتون قرار میدم امیدوارم بدردتون بخوره. امیدوارم با این روش بدون درد ترک کنید


 این روش برای ترک قرص ترامادول با کاهش دوز مصرف در طی چند هفته استفاده میشه،

برای مثال اگر شخص روزی 300تا 400میلی گرم که مقدار زیادی است ترامادول مصرف مییکنه

بهتر ه با کمی صبر و حوصله هر سه روز 100 میلی گرم از مصرف ترامادول را کاهش بده،

ولی به 100میلی گرم که رسید مدت زمان بیشتری را باید صرف قطع ناگهانی و ترک کامل ترامادول کند.

در این زمان مقدار 100 میلی گرم مصرف آخری به قصد ترک را تا 15 روز ادامه دهد.

سپس مصرف ترامادول را به 50 میلی گرم در روز رسانده و زمانی که احساس کمی قدرت در بدن خود کردید، میتونید ترامادول را قطع کنید.

برای کاهش دادن علایم احتمالی ترک ترامادول، مصرف داروهای ضد درد مانند ایبوبروفن بلامانع است.

 

دوستان به کانال ما در تلگرام بپیوندین تا باهم در ارتباط باشیم

نویسنده: علی ׀ تاریخ: سه شنبه 13 اسفند 1398برچسب:ترک اعتیاد, ترک ترامادول, درمان اعتیاد به ترامادول, تجربه من در ترک ترامادول, روش آسان ترک ترامادول, ترک بدون درد ترامادول, قرص ترامادول, ترک آسان ترامادول, روش ترک آسان ترامادول , روش آسان ترک قرص ترامادول ,ترک بدون درد قرص ترامادول روش تدریجی ترک ترامادول , ׀ موضوع: <-CategoryName-> ׀

قبل از هرچیزی باید بدونین ترک اعتیاد با قطع مصرف فرق میکنه شما فقط با قطع مصرف ، مواد مخدر رو نمیتونین بزارین کنار همانطور که صده ها بار خودم قطع مصرف کردم و دوباره شروع کردم به مصرف قرص ترامادول، دلیلش این بود که فکر میکردم همین که قطع مصرف کنم ترک کردم باید بدونید که فقط 3 در صد بدن انسان در گیر مصرف مواد مخدر میشه و 97 درصد در گیری روحی و روانی است.


در یک جمله باید افکارتون رو نسبت به اعتیاد تغییر بدین که نهایتا رفتارتون تغییر کند.
قدم بعدی اینه که از یه جایی کمک یگیرید چون اعتیاد یه عادت فوق العاده در شما ایجاد کرده که به تنهایی نمیتونید از دستش خلاص بشید برای همین نیاز به کمک دارین به عنوان نمو نه من از انجمن معتادین گمنام ان ای کمک گرفتم. اونجا بود که در من یه باور شکل گرفت وقتی افرادی رو دیدم که پاک هستن من هم به این باور رسیدم که میتونم پاک زندگی کنم. مطمئن هستم که شما هم به چنین باوری نیاز پیدا خواهید کرد.


همین باور به من کمک کرد که سخترین روزها وشبهایی سم زدایی رو تحمل کنم. هروقت کم می آوردم بچه های انجمن به من امید میدادن و میگفتن ادامه بده تسلیم نشو یه روز میرسه که به این روزهای سخت و درد آورافتخار میکنی. وقتی میگم روزهای سخت و درد آور فقط کسایی درک میکنن که مصرف طولانی داشتن مخصوصا مصرف کننده های قرص ترامادول.
یادمه اون روزها چهل و دو شب و روز نخوابیدم فقط هر چهل و هشت ساعت دو ساعت بصورت نشسته چرت میزدم هرشب دستها وپاهای خودم رو با آب یخ میشستم واقعا سخت بود ولی تونستم بزارم کنار واقعا اون روزها رسید که به خودم افتخار میکنم که هیولایی به اسم اعتیاد رو شکست دادم.


قدم بعدی اینه که دلیل مصرفتون رو ریشه یابی کنین برای چی مصرف میکنین آیا بخاطر اینه که حسی خوبی بهتون میده یا بخاطر انرژی که به شما میده مصرف میکنین یا بخاطر مشکلات جنسیتون، دلیل هرچی که است این دلیل رو پیداکنین و جایگزین سالمی براش در نظر یگیرین تا زمانی که دلیل اصلی مشکل حل نشه مطمئمن باشین که وسوسه مصرف دست از سرتون بر نخواهد داشت و متاسفانه باید بگم دوباره مصرف میکنید.این همون چیزی است معتادهای زیادی بعد از چندین سال ترک اعتیاد دوباره مصرف میکنند چون هنوز اون خلا پر نشده و مشکل اصلی و دلیل وسوسه ها هنوز سر جاشه.


عادتهای جدیدی برای خودتون به وجود بیارین مثلا من خودم برای داشتن حس خوب ورزش بدنسازی رو جایگزین کردم حسی که بعد از ورزش دارم با هیچ چیزی عوضش نمیکنم. جالبه بدونید که ورزش و مواد مخدر هردو یه قسمت مغز رو تحریک میکنن لازم به گفتن نیست که چقدر ورزش برای انسان مفیده و مواد مخدر چقدر میتونه به انسان صدمه بزنه.


کار دیگه ای که من انجام میدم اینه که بی هدف زندگی نمیکنم برای زندگیم هدف دارم خودم رو سخت مشغول کار کردم و هروقت وسوسه سراغم بیاد به لذت مصرف ترامادول فکر نمیکنم بلکه به عواقب بعد مصرف فکر میکنم به زمانی فکر میکنم که در بیمارستان بستری بودم به دردها و بیخوابهایی که کشیدم فکر میکنم ،به تشنجی فکر میکنم که باعث شد دندونم بشکنه به روزی که لکنت زبون گرفتم فکر میکنم به زمانی فکر میکنم که نمیدونستم شبه یا روزه، به افسردگیها دردها و رنجهایی فکر میکنم که تمومی نداشت به این فکر میکنم که اگر لطف خدا شامل حالم نمیشد الان بچه هام بدون پدر بزرگ میشدن.


این چیزها رو افرادی که مصرف نداشتن درک نیمکنن برای همین به سرزنش افراد معتاد میپردازین نمیدونن که اعتیاد یه بیماری در یک جمله یک معتاد مصرف میکنه که زندگی کنه، و زندگی میکنه که مصرف کنه. دوستان من با همین چند نکته ای که در بالا گفتم تونستم پاک بمونم مطمئن باشین که شما هم پاک میمونید که اگر مسئله رو همونطور که گفتم ریشه ای حل کنید وفقط به قطع مصرف اکتفا نکنید و گرنه به هیچ جا نخواهید رسید حرفام رو با این جمله از کتاب پایه تموم میکنم که میگه

اگر مواد مخدر رو ترک نکنیم همیشه عاقبتی چون زندان،تیمارستان و مرگ در انتظارمان است.

دوستان عضو کانال تلگرام ما بشید

 

نویسنده: علی ׀ تاریخ: دو شنبه 12 اسفند 1398برچسب:ترک اعتیاد, ترک ترامادول, روش ترک ترامادول , روش ترک اعتیاد به ترامادول , درمان ترامادول,درمان اعتیاد به ترامادول, تجربه من در ترک ترامادول, روش آسان ترک ترامادول, ترک بدون درد ترامادول, قرص ترامادول, ׀ موضوع: <-CategoryName-> ׀

آره برگشتم به جلسات چون میدونستم که این جلسات تنها جایی است که منو از وس وسه های مصرف دور نگه میداره .اونجا دوستان زیادی داشتم که میتونستم از تجربیات آنها استفاده کنم و همان راهی رو برم آنها میرفتن.


یکی از چیزهایی که تو جلسات انجمن معتادین گمنام اتفاق می افتاد و منو مجذوب خودش کرد این بود که هیچ قضاوتی در کار نبود همه از جنس خودم بودن وقتی در مورد اعتیادم حرف میزدم کسی مسخرم نمیکرد بر خلاف اونچیزی که بیرون جلسات اتفاق میفتاد . بیرون جلسات مردم وقتی بفهمن معتادهستی کاملا ازت فاصله میگرن و حتی در برخی موارد مانند حیوون باهات برخورد میکنن غافل از اینکه اعتیاد یه بیماریه مانند تمام بیماریهای دنیا.


بله تو جلسات آدمایی رو دیدم از بیمارستان زندان و یا تیمارستان اومده بودن با دیدن این افراد بیشتر و بیشتر به عمق این فاجعه پی میبردم،و باخودم میگفتم چقدر من خوشبخت بودم که به عواقب خیلی از اینا گرفتار نشدم و از این بابت خدا رو شکر میکنم.


ولی این جلسات بی نقص نبودن ترک صد درصدی اتفاق نمیفتاد من کسی رو دیدم که بعد 12 سال اومدن به جلسات دوباره مواد زد ، شخصی دیگر بعد 2 سال دویاره لغزش کرد و یه نفر بعد 14 سال دوباره مواد زد و متاسفانه اور دوز کرد و از دنیا رفت.و هنوزم این لغزشها ادامه داره چون کسی نمیخواد بصورت ریشه ای مسئله رو حل کنه.

میدونم که نود نه درصد بچه های انجمن با حرفای من صد درصد مخالف هستن شاید برخی از اونا منو متهم کنن که اصول انجمن رو زیر پا گذاشتم ولی اینطور نیست من خودم رو مدیون انجمن معتادین گمنام میدونم چون بچه انجمن به من یاد دادن که میتوان پاک زندگی کرد.


من خوب میدونم که این بیماری چقدر خطرناکه آخرین باری که تشنج کردم لکنت زبان گرفتم بنابر این نمیتونستم فقط به جلسه رفتن ادامه بدم به امید اینکه شانس بیارم و زنده بمونم. این شد که شروع به جستجوو کردم و در این جستجو به یه کتاب به اسم قدر ت عادات برخوردم که این کتاب خیلی بمن کمک کرد.

پیشنها میکنم هرکسی که درگیر اعتیاده این کتاب رو بخونه نسخه رایگانش در اینترنت پیدا میشه دوستان من وقتم خیلی محدوه سر فرصت بیشتر در این مورد خواهم نوشت. از همه شما ممنونم.


با عضویت در کانال تلگرام بنده منو حمایت کنین مرسی

نویسنده: علی ׀ تاریخ: دو شنبه 12 اسفند 1398برچسب:ترک اعتیاد, ترک ترامادول, درمان اعتیاد به ترامادول, تجربه من در ترک ترامادول, روش آسان ترک ترامادول, ترک بدون درد ترامادول, قرص ترامادول, انجمن معتادین گمنام, انجمن na, ׀ موضوع: <-CategoryName-> ׀

چطور ترک کردم


یه روز داخل تاکسی نشسته بودم داشتم میومدم سمت خونه تاکسی تو ترافیک گیر کرد به سمت راست خودم یه نگاهی انداختم متوجه یه بیلبرد تبلیغاتی شدم که روش نوشته بود که (ما راهی را پیدا کردیم که بدون مصرف مواد مخدر هم میشود زندگی کرد و این راه را به رایگان در اختیار شما میگذاریم) اولش فکر کردم کلاهبرداریه ولی با خودم گفتم نوشته رایگان، این رایگان بودنش به امتحانش می ارزه حتما یه چیزی است بادید امتحانش کنم.

و اینطوری شد که روز بعد بر گشتم و آدرس روی بیلبرد رو یاد داشت کردم و رفتم از طریق اینترنت آدرسش رو پیدا کردم و رفتم اونجا. اونجا بود متوجه شدم این یه انجمنه به اسم na یا انجمن معتادین گمنام. باورش سخت بود ولی تونستم نود روز پاک بمونم ولی متاسفانه بعد نود روز وسوسه اومد سراغم و دوبار ترامادول مصرف کردم آره در کمال ناباوری مواد زدم.

یادمه بعدش حسابی پشیمون شدم اما چه سود .بعد یه مدت دوباره تصمیم گرفتم برگردم به جلسات، چون به تجربه فهمیدم اعتیاد یه عادت فوق العاده قدرتمنده که فرد معتاد دست خودش نیست ناخودآگاه به سمت اعتیاد میره.

برای همین با ید از جایی کمک میگرفتم این شد که دوباره برگشتم جلسات و اینبار تنها به جلسات اکتفا نکردم چون میدونستم به تنهایی جواب نمیده. در پست بعدی خودم دقیقا توضیح خواهم داد که چطور تونستم به اعتیادم غلبه کنم و برای همیشه از شرش راحت بشم.

نویسنده: علی ׀ تاریخ: دو شنبه 12 اسفند 1398برچسب:ترک اعتیاد, ترک ترامادول, درمان اعتیاد به ترامادول, تجربه من در ترک ترامادول, روش آسان ترک ترامادول, ترک بدون درد ترامادول, قرص ترامادول, ׀ موضوع: <-CategoryName-> ׀

بعد مدتی فهمیدم دیگر نمیتونم به مصرف ترامادول ادامه بدم به فکر این افتادم که بزارم کنار اما غافل از اینکه ترک ترامادول یا هر ماده مخدری به این راحتی ها نیست. چندین بار اقدام به ترک کردم و بعد از یه هفته دوباره زدم و با هربار ترک و مصرف مجدد باورم رو نسبت به خودم از دست میدادم.

تا جایی که بیماری اعتیاد باعث شد شهر خودم رو ترک کنم به این امید که شاید در شهر دیگری بتونم بر اعتیادم غلبه کنم‌ برای همین به یه شهر دیگه نقل مکان کردم . متاسفانه در این شهر جدید نه تنها مصرفم کمتر نشد بلکه دوز مصرفیم رفت بالا اینبار اوضاع من خیلی بدتر از قبل شده بود. یادمه وقتی میخوابیدم فکر میکردم دیگه بیدار نمیشم. کاملا تسلیم اعتیادم شده بودم فکر میکردم بالاخره منو میکشه تشنج میکردم و سر از بیمارستان در می آوردم دیگه امیدم رو از دست داده بودم.

راهای مختلف ترک اعتیاد رو تجربه کردم ولی جواب نداد. نمیدونستم دقیقا کجای کار من ایراد داره که بعد ترک دوباره میزنم. میدونستم اگه اینجوری ادامه بدم مرگم حتمیه چون دو نفر در همسایگی من بر اثر مصرف قرص ترامادول مردن اصلا دلم نمیخواست نفر سوم باشم. اون زمان یادمه فقط دعا میکردم که مرگم بر اثر مصرف مواد مخدر نباشه حاضر بودم به هر طریقی بمیرم الا مرگ بر اثر مصرف مواد مخدر

نویسنده: علی ׀ تاریخ: دو شنبه 12 اسفند 1398برچسب:ترک اعتیاد, ترک ترامادول, درمان اعتیاد به ترامادول, بهترین روش ترک ترامادول, ترک اعتیاد, روش آسان ترک قرص ترامادول, ترامادول چیست, عوارض ترامادول تجربه من در ترک ترامادول, روش آسان ترک ترامادول, ترک بدون درد ترامادول, قرص ترامادول, ׀ موضوع: <-CategoryName-> ׀

با سلام خدمت دوستای گلم، راستش نمیدونم از کجا بگم، من تو یه خانواده 10نفری ، پنج تا داداش سه تا خاهر، که همشون هم کارمند و معلم و ... هستن بدنیا اومدم، الان سنم32هست، اینارو گفتم واسه دوستانی که فکر نکنن چون پدر یا مادر یا هر کس دیگه تو خانواده معتاد دارن پس عذرشون موجهه که برن سمت مواد چون تو خانواده بدی هستن یا برعکس مثل خودم فک میکردم من هرگز دچار اعتیاد نمیشم و بخدا نمیدونین چقدر متنفر بودم از مواد، تو سن27ازدواج کردم و اومدم خونه خودم کهبا این لعنتی اشنا شدم، اولش هفته ای یه دونه 100میخوردم اونم واسه خاصیت تاخیری، بعد دیدم فازش خیلی خوبه و بعد دو ماه کردمش هفته ای دو تا100یکی اخر هفته و یکی وسط هفته، اینم بعد یکی دو ماه دیدم فاز نمیده کردمش200و هفته ای دو تا باز تا چند وقت، که شد روزی یه 200،

هر بار که این لعنتیو میخوردم میگفتم این آخرین باره ولی باز فرداش وسوسه میاد سراغم، شد و شد تا رسید به روزی پنج تا200، یعنی هزار میل در روز، ناگفته نماند من اون زمان12سال بود پرورش اندام کار میکردم و بوکس، وزنم110کیلو بود که رسیدم به80کیلو، همه فک میکردن مریض شدم مادرم و همسرم چقدر غصه خوردن طفلکیا، خلاصه یک سال سر کار نرفتم و تنبلی کردم از شرکت اخراج شدم، زنم دیگه طاقت نیاورد درخاست طلاق داد و جدا شد رفت خونه باباش، چون فهمید مصرف میکنم،آبروم پیش خاهر و برادر و کل فامیل رفت،ولی بخدا، بخدا هیچکس نخاست کمکم کنه، هیچکی دستمو نگرفت، همه فقط سرزنشم کردن و ترکم کردن حتی هیچکی از افراد خانولدم باهام رفت و امد نمیکردن، تنها شده بودم،بی اعصاب، زندگیم خراب شده بود خانواده ولم کرده بود، منم کم کم مصرفمو بیشتر کردم تا رسید به روزی2000میل و بعضا بیشتر، تشنج میکردم تو کوچه و خیابون،پشت فرمون یه بار تشنج کردم زدم به دیوار همسایه ها هر کی منو میدید یه جور بد نگاهم میکرد.

یادمه یه بار رفتم در خونه مامانم که بگم کمکم کن بزارمش کنار که درو باز نکردن، همه خاهر برادرا دور هم جمع بودن، ولی درو رو من باز نمیکردن، تا اینکه وقتی دیدن خیلی در میزنم، اخه دلم میخاست یکی کمکم کنه و دستمو بگیره،درو باز کردن و با سیلی و لگد منو انداختن تو کوچه، و بدترین حرفارو بم گفتن، منم که غیرت و زور از بازوهام رفته بود و از طرفی دلمم از زمین و زمان گرفته بود، بلند شدم رفتم خونه خودم، خلاصه تا اینکه یه روز یه دختری رو دیدم که12سال پیش باهاش دوست بودم، خیلی میخاستمش،5سال باهاش بودم و پام موند ولی من بخاطر اینکه خانوادم مخالف بود که اون به ما نمیخوره دلشو شکوندم و ترکش کردم، داشتم میگفتم یهویی چش تو چش شدم باش و واستادیم جفتمون به صحبت، این شد شروع اشنایی دوبارم باش ، اونم ازدواج کرده بود و شوهرش تو تصادف از بین رفته بود،

خلاصه یه روز که فهمید ترا میخورم گریش گرفت، میگفت تو چی بودی چی شدی،منم زدم زیر گریه، بش قول دادم ترک کنم، گفتم دو ماه بم فرصت بده، اونم قبول کرد ولی اصرار داشت کنارم باشه و کمکم کنه ولی من قبول نکردم، گفتم میخام خودم ترک کنم، گفتم بعد دو ماه ببینیم همو، که با کلی اصرار من قبول کرد، شب رفتم خونه تنهای تنها ولی پر از اراده و انگیزه برا روزای خوب گذشته، آلبوم عکسامو برداشتم نگاه کردم گریم میخاست بگیره ولی نکردم، به خودم گفتم گریه درد منو دوا نمیکنه این تصمیم و ارادست که غرورمو، زندگیمو و... دوباره بهم پس میده، همونجا اراده کردم بزارم کنارتو هفته اول از2500رسوندم به1000و هفته دوم رسوندم به500، هفته سوم رسوندم به200و هفته اخرم یهویی گذاشتمش کنار،

از درد و اظطرابو بی خابی هم که نگم چون خودتون از من بهتر میدونید، از ماه بعد که ماه دوم بود شروع کردم ورزش کردن، کم کم رفتم باشگاه ثبت نام کردم، دیگه داشت خوراکم و وزنم و اخلاقم و رنگ و روم برمیگشت، بعد دو ماه که دوباره رفتم ببینمش اثلا باورش نمیشد انقد فرق کردم، وزنم10کیلو اومد بالا تو دوماه، خلاصه اراده کردم و رفتم دوباره شرکت قبلیم، خدا خیرشون بده تا دیدن اینجوریه اوضاعم اونام گذاشتن برگردم و کمکم کردن، خلاصه با همون دختر ازدواج کردم و بهترین زندگی رو دارم،

الان از اون روز 5سال میگذره و من دوباره هیکلم رو فرم شده، جوری که هر آدم سالم که اعتیادم نداشته آرزوشو داره، اینارو نگفتم تعریف از خود بکنم، گفتم که بدونین شما هم میتونین به اون نقطه ای برسین که آرزوی همونایی بشید که آرزوشونو دارید، من خودم تنها بودم کسی کمکم نکرد ولی فقط لطف خدا و اراده خودم بود دوستان، شما هم میتونید چون خیلیاتون یک دهم منم مصرف ندارین و نداشتین.

به کانال تلگرام ما بپیوندید

نویسنده: علی ׀ تاریخ: شنبه 10 اسفند 1398برچسب:ترک اعتیاد, ترک ترامادول, درمان اعتیاد به ترامادول, تجربه من در ترک ترامادول, روش آسان ترک ترامادول, ترک بدون درد ترامادول, قرص ترامادول, ׀ موضوع: <-CategoryName-> ׀

صفحه قبل 1 2 صفحه بعد

CopyRight| 2009 , alizk7.LoxBlog.Com , All Rights Reserved
Powered By LoxBlog.Com | Template By:
NazTarin.Com